چین از توافق ایران و آمریکا چه سودی می‌برد؟ 

چین از توافق ایران و آمریکا چه سودی می‌برد؟ 

شنبه، 30 خرداد

در حالی که توافق اخیر میان ایران و آمریکا وارد مرحله اجرا شده و مذاکرات برای دستیابی به توافق نهایی آغاز شده است، بسیاری از تحلیلگران معتقدند یکی از بازیگران اصلی که از تحولات ماه‌های گذشته سود برده، چین بوده است؛ کشوری که بدون ورود مستقیم به درگیری‌ها، توانسته جایگاه دیپلماتیک و ژئوپلیتیکی خود را تقویت کند.

زمانی که حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز شد، پکن نگران تکرار سناریوهایی بود که می‌توانست به سقوط یکی دیگر از متحدان منطقه‌ای آن منجر شود. اما اکنون، با بقای حکومت ایران و آغاز روند دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن، نگاه مقام‌های چینی به نتایج این بحران تا حد زیادی مثبت ارزیابی می‌شود.

افزایش نفوذ دیپلماتیک چین

در ماه‌های اخیر، پکن میزبان مجموعه‌ای از رهبران و مقام‌های ارشد بین‌المللی بوده و تلاش کرده خود را به عنوان حامی گفت‌وگو و ثبات منطقه‌ای معرفی کند. وزارت خارجه چین پس از اعلام توافق ایران و آمریکا نیز از آن استقبال کرد و آمادگی خود را برای ایفای نقش فعال در حفظ صلح و ثبات خاورمیانه اعلام کرد.

برخی تحلیلگران معتقدند اگرچه چین مستقیماً در تدوین توافق نقش رسمی نداشته، اما تلاش‌های دیپلماتیک این کشور و ارتباط همزمان با تمامی طرف‌های درگیر، به افزایش اعتبار بین‌المللی آن کمک کرده است.

نکته قابل توجه این است که دونالد ترامپ نیز در اظهاراتی از نقش شی جین‌پینگ در مدیریت بحران قدردانی کرد و گفت رئیس‌جمهور چین در طول جنگ رویکردی بی‌طرفانه اتخاذ کرده و در مسیر کاهش تنش‌ها همکاری داشته است.

امنیت انرژی؛ برگ برنده پکن

یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های جهانی در طول درگیری‌ها، احتمال اختلال طولانی‌مدت در تنگه هرمز و جهش قیمت انرژی بود. با این حال، چین به دلیل ذخایر استراتژیک گسترده نفت و سرمایه‌گذاری سنگین در فناوری‌های سبز و خودروهای برقی، نسبت به بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان آسیب‌پذیری کمتری در برابر بحران انرژی داشت.

بازگشایی تنگه هرمز و ازسرگیری صادرات نفت ایران نیز می‌تواند به ثبات بیشتر بازار انرژی و تأمین نیازهای وارداتی چین کمک کند؛ موضوعی که برای دومین اقتصاد بزرگ جهان اهمیت راهبردی دارد.

آیا قدرت آمریکا تضعیف شده است؟

در محافل سیاسی و دانشگاهی چین، بحث‌های گسترده‌ای درباره پیامدهای جنگ اخیر برای جایگاه جهانی آمریکا شکل گرفته است. برخی تحلیلگران چینی معتقدند این درگیری محدودیت‌های قدرت نظامی و سیاسی واشنگتن را آشکار کرده و نشان داده که آمریکا برای حفظ نفوذ خود باید هزینه‌های بیشتری نسبت به گذشته پرداخت کند.

در این چارچوب، برخی ناظران از اصطلاح «لحظه سوئز آمریکا» استفاده می‌کنند؛ اشاره‌ای به بحران کانال سوئز در دهه ۱۹۵۰ که به نمادی از کاهش نفوذ بریتانیا در نظام بین‌الملل تبدیل شد.

به باور این گروه، جنگ ایران نشان داد که آمریکا در بسیج متحدان خود با چالش‌های بیشتری مواجه شده و اتحادهای سنتی غرب نیز نسبت به گذشته انسجام کمتری دارند.

سیاست موازنه‌گرایانه پکن

با وجود حمایت سیاسی چین از ایران، پکن در طول بحران تلاش کرد روابط خود با سایر بازیگران منطقه‌ای را نیز حفظ کند. چین ضمن ادامه خرید نفت ایران، ارتباطات دیپلماتیک خود را با کشورهای عربی خلیج فارس و حتی آمریکا حفظ کرد و از ورود مستقیم به تقابل‌ها پرهیز نمود.

تحلیلگران معتقدند این رویکرد متوازن به چین اجازه داده بدون پرداخت هزینه‌های سنگین نظامی یا سیاسی، از نتایج بحران بهره‌مند شود و همزمان تصویر یک قدرت مسئول در عرصه بین‌المللی را تقویت کند.

چشم‌انداز پیش‌رو

با آغاز مذاکرات نهایی میان ایران و آمریکا، چین همچنان یکی از بازیگران تأثیرگذار در معادلات منطقه باقی خواهد ماند. موفقیت توافق می‌تواند به ثبات بازار انرژی، افزایش تجارت منطقه‌ای و تقویت موقعیت دیپلماتیک پکن منجر شود.

با این حال، کارشناسان هشدار می‌دهند که افزایش نفوذ چین لزوماً به معنای جایگزینی این کشور با آمریکا در نظم جهانی نیست. بلکه آنچه در حال شکل‌گیری است، رقابت فزاینده میان دو قدرت بزرگ برای تأثیرگذاری بر ساختار آینده نظام بین‌الملل است؛ رقابتی که خاورمیانه یکی از مهم‌ترین میدان‌های آن خواهد بود.

ثبت نام

اطلاعات تماس
آیا در بازارهای مالی فعال هستید؟

ورود

ما را در شبکه های مجازی دنبال کنید